تاریخ : 20. تير 1405 - 10:19   |   کد مطلب: 39525
افشین علاء: رهبر شهید اجازه مداحی را در جلسات شعر نمی‌دادند
افشین علاء با روایت خاطرات خود از سه دهه حضور در دیدارهای شاعران با رهبر شهید، گفت که ایشان هرگز اجازه مدیحه‌سرایی برای شخص خود را نمی‌داد و تأکید داشت شعر در خدمت ارزش‌ها، مردم و حقیقت باشد. او همچنین از نگاه دقیق رهبر شهید به ادبیات، شیوه نقد آثار و برخی ناگفته‌های این جلسات سخن گفت.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،گروه کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس: بیش از سه دهه، شب‌های نیمه رمضان برای شاعران با دیداری گره خورده بود که بسیاری آن را مهم‌ترین محفل ادبی کشور می‌دانستند. افشین علاء، از شاعران حاضر در اغلب این نشست‌ها، در گفت‌وگو با خبرنگار فارس از ناگفته‌های این دیدارها، نگاه رهبر شهید به شعر و ادبیات، خاطرات کمتر شنیده‌شده از جلسات شعرخوانی و شیوه نقد آثار سخن گفته است. بخش اول این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید؛فارس: آقای علاء، خاطرتان هست که اولین دیدار شما با رهبر شهید چه زمانی بود و اولین شعری که خواندید برایشان چه بود؟علاء: اولین دیدار من با ایشان به قبل از دوران رهبری و زمان ریاست‌جمهوری‌شان برمی‌گردد. آن زمان من نوجوان بودم و شعر می‌گفتم. در اردوهای دانش‌آموزی یا برنامه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، گاهی به تهران دعوت می‌شدیم و یکی از برنامه‌های ثابت، دیدار با رئیس‌جمهور بود. ایشان از همان ابتدا، به دلیل اشرافی که بر ادبیات داشتند، پذیرای کودکان و نوجوانان شاعر بودند. بنابراین، سابقه این الفت و آشنایی به دوران ریاست‌جمهوری ایشان بازمی‌گردد.
پس از آغاز دوران رهبری نیز، در این سی‌وچند سال، تقریباً در همه دیدارهای شاعران با رهبر انقلاب که در نیمه ماه مبارک رمضان برگزار می‌شد، حضور داشتم. راستش دقیقاً به خاطر ندارم نخستین شعری که در حضور ایشان خواندم چه بود، اما احتمال می‌دهم از شعرهای کودکانه‌ام بوده باشد؛ زیرا در آن سال‌ها شعر کودک هم یکی از بخش‌های ثابت جلسات شعرخوانی شاعران با رهبر انقلاب بود.
فارس: شما تجربه دیدار در هر دوره ریاست جمهوری و رهبری ایشان را داشتید؛ آیا شخصیت ایشان در این دو موقعیت تفاوتی با یکدیگر داشتند؟علاء: اگر بخواهم تفاوت دوران ریاست‌جمهوری و رهبری ایشان را بگویم، نمی‌توانم از تفاوتی اساسی نام ببرم. ایشان از همان سال‌های پیش از پیروزی انقلاب، صرفاً یک روحانی مبارز نبودند، بلکه چهره‌ای فرهنگی، ادیب و شناخته‌شده در میان اهل فرهنگ، هنر و ادب بودند؛ چه در خراسان و چه در سراسر کشور.برای مثال، می‌بینید که شخصیت‌هایی مانند دکتر علی شریعتی، هنگامی که درباره روحانیت معاصر سخن می‌گویند، جوانان را به سمت چهره‌هایی چون ایشان هدایت می‌کنند. همچنین بسیاری از بزرگان شعر معاصر، به‌ویژه شاعران خراسانی، از سال‌های جوانی ایشان در زمره ارادتمندان و همراهانشان بودند.بنابراین، وقتی ایشان رئیس‌جمهور شدند و بعدها به مقام رهبری رسیدند، ویژگی‌های اصلی‌شان تغییری نکرد؛ همان اشراف عمیق بر ادبیات، همان فصاحت در سخن، همان نگاه دقیق و تیزبینانه به آثار ادبی و همان محبت پدرانه نسبت به شاعران را در همه مقاطع زندگی ایشان می‌شد مشاهده کرد.
دیدارهای نیمه ماه مبارک رمضان نیز با دیگر محافل ادبی تفاوتی اساسی داشت. پس از انتخاب ایشان به رهبری، جایگاه و محبوبیتشان در دل مردم عمق بیشتری پیدا کرد. به باور من، این نیز از ویژگی‌های انقلاب اسلامی است. مردم پیش از آن هم به ایشان علاقه داشتند، اما پس از انتخاب به رهبری، هاله‌ای از معنویت و محبت عمیق نسبت به ایشان در دل مؤمنان و عموم مردم شکل گرفت. من این را فضل و اراده الهی می‌دانم و معتقدم یکی از رازهای ماندگاری و پویایی انقلاب اسلامی، همین اصل ولایت فقیه و پیوند امت و امامت است.متأسفانه برخی تلاش می‌کنند جایگاه رهبری را صرفاً به مدیریت سیاسی یا فرماندهی تقلیل دهند، در حالی که در نگاه دینی، امامت ادامه راه نهضت علوی، نهضت حسینی و عاشوراست و پیونددهنده امت اسلامی با حضرت ولی‌عصر(عج) است. اگر این جایگاه را همانند ساختارهای رایج سیاسی در کشورهای دیگر تعریف کنیم یا بخواهیم به بهانه نزدیک شدن به الگوهای غربی از شئون و اختیارات ولی‌فقیه بکاهیم، این با مبانی اندیشه دینی و انقلاب اسلامی سازگار نیست.